ماهینا ، صدفی از ابریشم که درآن ، زن جنوب با چشمانی پنهان، آرام بر آب می گذرد. برقع، مروارید و قایق چوبی، در هارمونی رنگ و روایت، بر تن ابریشم نشسته اند تا هویتی فراموش نشدنی خلق شود. محدود و شماره دار و فاخر ، برای آن ها که به تن ، هنر می پوشند ، جنوب را لمس کن، با وقار ابریشم
پارسَرا، تجسمی از جلال تخت جمشید، بر تار و پود ابریشم. نقشی که گویی از سنگ نگاره ها به نرمی پارچه جاری شده، با چاپ دو رو و دور دوزی دست، روایتگر هویت و شکوه ایران باستان است. هر پوشیدن آن، گامی ست بر پله های پارسه.
روایت رنگ، عطر و لطافت؛ چاپ دورو بر ابریشم صددرصد طبیعی، با دوردوزی دست، برای زنی که زیبایی را نه در اغراق، بلکه در جزئیات می جوید. پالیزا ، باغی ست که بر شانه می نشیند. زاده ی گرما، ساخته ی لطافت.